آنچه ما را در راه اندازي اين وبلاگ به تلاش واداشته است، نخست آشنايي بيش از پيش دوستداران فرهنگ و تمدن اين مرز و بوم با يكي از با ارزش ترين مراكز تمدن ايران يعني آثار باستاني شهرستان كازرون است و همچنين اميد بر جلوگيري از فراموشي باورها و داشته هايمان، كه روز به روز ژرف تر و دردناك تر مي شود و از طرفي بي توجهي مسئولين نسبت به حفظ و جلوگيري از تخريب اين آثار كه به حق نمي توان از نظر مادي قيمتي بر آن نهاد دردي بزرگ و غير قابل تحمل است. اين وبلاگ حتا اگر نتواند همه بضاعت و داشته هاي تاريخ و فرهنگ اين شهر را معرفي كند، اما همه تلاش خود را در اين راستا به كار خواهد بست. دست ياريمان را در هر كجا كه هستيد به سويتان دراز كرده و به ياري خداوند و اميد به همراهي شما، كارمان را با معرفي شهري كه امروز وارث بيشاپور بزرگ است آغاز مي كنيم.
كازرون از شهرهاي معروف كوره شاپور و از مراكز اقتصاد و هنر باستاني ايران بوده است.درخشان ترين دوره تمدني اين منطقه به استناد آثار بجا مانده دوره ساسانيان است كه از سال ۲۲۰ ميلادي آغاز و تا ۶۳۵ ميلادي ادامه مي يابد، آنچه كه از اين دوره مهم به جاي مانده نشان دهنده يك دوره درخشان از لحاظ هنري، معماري، سياسي و اقتصادي بوده و آثار و بقاياي آن در قالب شهرهاي باستاني و تداوم فرهنگ و هنر آن عصر بر زندگي مردم امروز در كازرون بوده است. در دوره هخامنشيان و سپس در دوره ساسانيان كه شهر بيشاپور در اين ولايت، رونق داشته، كازرون از اهميت چنداني برخوردار نبوده و از توابع بيشاپور محسوب مي شده است. ليكن از نيمه سده چهارم هجري قمري كه بيشاپور رو به ويراني رفت و اهميت سابق خود را از دست داد، كازرون ترقي كرد و مهمترين شهر ولايت شاپور گرديد.
كازرون با وسعت ۴۱۱۹ كيلومتر مربع درجنوب غربي استان فارس در امتداد ۵۱ درجه و ۵۳ دقيقه از نصف النهار شرقي نسبت به رصد خانه "گرينويچ" و ۲۹ درجه و ۳۵ دقيقه عرض شمالي نسبت به خط استوا قرار گرفته، از سطح دريا ۸۳۰ متر ارتفاع دارد و در جلگه اي به طول ۸۶ و عرض ۹۰ كيلومتر قرار گرفته است. فاصله ي جاده اي آن تا شيراز ۱۵۴، تا بوشهر ۱۷۰، و نيز تا تهران ۱۰۶۰كيلومتر است. شهرستان كازرون از طرف شمال و شمال غرب به شهرستان "نورآباد ممسني" از شمال شرقي و مشرق به شهرستان شيراز، از جنوب و جنوب غربي به استان بوشهر و شهرستان برازجان و از جنوب شرقي به شهرستان فراشبند محدود است.
كازرون از ۵ بخش: مركزي، خشت و كمارج، جره و بالاده، كوهمره و چنار شاهيجان(قاﺋﻣﻳﻪ) تشكيل شده است.
"كازرون در اصل از سه ديه "دريس"، "راهبان"، و "نورد" بوده است و بناي آن به طهمورث ديوبند مي رسد وچون شاپورابن اردشيربابكان بشاپور را بساخت، كازرون را از توابع بشاپور كرد تا اين كه فيروزابن بهرام ابن يزدگرد بن بهرام گور آن را شهري گردانيد و پسرش قباد بر آن عمارات افزود".
ياقوت حموي در "معجم البلدان"، كازرون را از مراكز اصلي پارچه بافي ايران دانسته اند.به سبب پارچه هاي لطيف و مشهور آن به «دمياط عجم» تعبير مي شده است. به نوشته مقدسي از پارچه هاي كازرون و توز و دريز به هشت اقليم مي بردند.
وجه تسميه و نامگذاري كازرون
در مورد وجه تسميه شهر كازرون يا كازران يا گازرون نظريات متعددي وجود دارد.مطابق نظريه اول اسم اين شهر قديمي از دو واژه ي محلي "كازه"به معني تله و دام و "رون" به معني موضع، جهت و سمت تشكيل شده است. سرزميني كه اينك به نام كازرون مي شناسيم، متشكل از دشتي وسيع و چند روستاي سر سبز مجزا از يگديگر بوده است و در كشتزار هاي گسترده آن "كازه" هاي متعدد توسط شكارچيان محلي كه حرفه اختصاصي آن ها شكار پرندگان و جانوران گوشتي بوده، تعبيه مي شده است. همين خصوصيت استثنايي، يعني تعبيه اين دام هاي ويژه، آن هم به وفور و به طور مستمر، سبب شد كه نام "كازه-رون" يعني موضع و سمت استقرار دام ها روي آن بماند. اين دام ها تا هفتاد سال پيش هم مورد استفاده قرار مي گرفته و سالخوردگان اين شهر هنوز آن را به خاطر دارند.
نظريه ديگر معتقد است كه نام كازرون از لفظ گازرگاه آمده كازرون مأخوذ از "گازر" به معني رختشوي و كار آنها گازري بوده است، (به خاطر شغل مردمان آن كه از کتان پس از شستن، پارچه اي به نام توز مي بافته اند).
نظريه سوم كازرون را مأخوذ از "كوه زران" مي دانند؛ زيرا معتقدند در كوههاي آن زر به حد وفور يافت مي شود.
سلامي كازروني در كتاب خود نام هاي كازرون، شهر سبز، كوه زرّان، گازران، و گازرات را براي اين شهر آورده است. وجه تسميه كوه زران گفته اند: كوهستانهای آن زربيز بوده. و گازرات نيز گفته اند، چه دوازده هزار گازر از آن جا برخاسته است. اهالي اين شهر در قديم معاش خود را از طريق درختان بومي كوهستان كه در گذشته هم فراوان بوده است تأمين مي نموده اند و چون اين كوهها تكيه گاه اقتصادي مردم به حساب مي آمده كهزران ناميده شده كه بعدها به فارسي روان به كازرون تبديل گشته است. اين معنا پذيرفته تر مي باشد چرا كه امروزه گروهي از مردم از طريق درختان كوهستاني ارتزاق مي نمايند.
نا همواريها
شهرستان كازرون منطقه اي كوهستاني محسوب مي شود . ارتفاعات آن همه از دوران سوم زمين شناسي و دوره ي"اوليگوميوسن"و دشت هاي آبرفتي كازرون مربوط به دوره "كواترنري" است. امتداد كوههاي آن مثل ساير نقاط فارس از شمال غربي به جنوب شرقي است . كه تقريبا همگي از سلسله جبال زاگرس از شمال غربي به سمت جنوب شرقي امتداد يافته اند و تاثير به سزايي در پراكندگي و شكل گيري جمعيتي دارد. تقريبا 60 درصد از سطح شهرستان بوسيله ارتفاعات مختلف محصور شده است استقرار اين منطقه در حد فاصل شهرستان شيراز و استان بوشهر موجب گرديده تا از گذشته ي دور محل عبور مسافر و تبادل كالاي ميان دو استان فارس و بوشهر باشداز اين جهت از موقعيتي مهم برخوردار است.
در بين مناطق كوهستاني اين شهرستان چهار دشت قرار دارد كه عبارتند از:
۱- دشت خشت و كمارج در غرب.
۲- دشت شاپور كه رودخانه شاپور و پهنك و چندين چشمه ديگر در آن جريان دارد.
۳- دشت فامور و جره در جنوب شرقي.
۴- دشت كوهمره در شرق كه مهمترين منطقه كوهستاني اين شهرستان مي باشد.
اقليم و تاثيرات بوم شناختي كازرون
بر اساس اطلاعات هواشناسي موجود، حد اكثر متوسط دما در شهرستان در يك دوره ۲۰ ساله برابر با ۴۴ درجه سانتي گراد در تيرماه و حداقل متوسط برابر با ۵/۳ درجه در دي ماه مي باشد. ميانگين بارش در سالهاي كم باران كمتر از ۲۵۰ ميليمتر و در سالهاي پر باران ۷۰۰ میلیمتر است.
وجود بارش فراوان با پراكنش نسبتاً مناسب، منطقه كازرون را بصورت يكي از قطبهاي كشاورزي استان با محصولات متنوع تبديل كرده است. اصولا آب اين شهرستان در مقايسه با شهرستانهاي مجاور بسيار مطبوع و گوارا است. در ۶ كيلومتري باختر شهر چشمه آبي است به نام بركتك، كه بسيار سالم و سبك است. منتهي شدت گرما به مقتضاي عرض جغرافيايي پستي و بلندي زمين متغير است بطوريكه در جنوب كه موقعيت جلگه دارد هوا گرم است. به قول مؤلف فارسنامه ناصري، "ميرزا حسن ضيايي" باد بهارش را از هواي خلد گرفته اند و خاكش را از زمين بهشت آورده اند بساط سبزه اش به گلهاي رنگين آكنده، گويي شقايقي رنگين، آراسته گوهر بدخشان را.
در كازرون خصب و ميوه فراوان بوده و ميوه هاي مختلفي از جمله: نارنج، ترنج، ليمو و انواع مركبات با مرغوبيت عالي به عمل مي آيد. محصولات ديگر كه در جلگه كازرون به عمل مي آمده به قول فسايي: گندم، جو، برنج، تنباكو، كنجد، ماش، لوبيابوده است. با اين كه كازرون شهري گرمسيري است ليكن از آنجا كه در حد فاصل دو منطقه سردسيري و گرمسيري فارس قرار داشته هواي آن به اعتدال نزديك بوده از اين رو محصولات گرمسيري و سرد سيري هر دو را داشته است.
کازرون از قطب هاي مهم توليد خرما در كشور است كه عمده ي باغ هاي خرماي آن در منطقه ي "خشت و كنارتخته" قرار دارد. محصول عمده ديگر كه در قديم كشت مي شده پنبه بوده كه به فراواني به دست مي آمده و با آن پارچه هاي نخي و قماشهاي معروف به كرباس مي بافته اند و به ساير جاها صادر مي شده است.
كازرون ازديرگاه تاريخ يكي از مراكز پر رونق صنعتي بوده است و فن آوريهاي كار گاههاي آن از مرزهاي شهرستان گذشته به نقاط دور دست جهان مي رسيده است. مهمترين صنايع دستي شهرستان كازرون را به شرح زير مي توان برشمرد.
۱- گيوه: در زبان محلي به نام "ملكي"معروف است و از لحاظ استحكام نمونه است. كف آن را از پارچه و چرم و مو درست مي كرده اند و روي آن را از پارچه اي كه از ريسمان محكم مي بافتند و "روار" معروف بوده مي كشيده اند ، جلو و عقب آن را جسم سختي كه سنگ مي نامند قرار مي دادند.
۲- دولچه: جهت نگهداري آب نوعي ظرف چرمي درست مي كردند كه آن را "دولچه" يا "دول كوچك" مي ناميده اند. چرم آن از پوست بز يا گوسفند تهيه مي شده است هنگام دباغي طوري آن را مي سازند كه متخلخل شود و به اصطلاح محلي شيرين گردد تا آب را در تابستان خنك نمايد. شكل آن مخروطي است كه با 3 چوب روي زمين قرار مي گيرد و دهانه آن را توسط چوبي خراطي شده مسدود مي كردند.
از صنايع دستي ديگر در كازرون : فرش، كوزه گري و كاشيكاري را مي توان نام برد.
منابع
دو عارف از كازرون/منوچهر مظفريان/فولادوند شيراز /۱۳۵۳
كازرون در آيينه فرهنگ ايران/منوچهر مظفريان/ انتشارات نويد شيراز/۱۳۷۳
سيماي كازرون، گلزار فضيلت/محمد زارعي/۱۳۷۵
شهر نشيني و برنامه ريزي در كازرون/انتشارات گنج هنر/دكتر كرامت الله زياري/۱۳۸۴
جغرافياي تاريخي بيشاپور وكازرون/نشر كازرونيه/ دكتر جهانبخش ثواقب/۱۳۸۵
