به نظر مي رسد كه برجهاي مدور بيشاپور قديمي ترين نوع برجهايي است كه در قلعه هاي ساسانيان وارد شده است، تا جايي كه ما مي دانيم معماران ايراني قبل از قرن سوم ميلادي برج مدور يا نيمه مدور را نپذيرفته بودند. اين نوع استقرار دژ در زمان ساسانيان نشان مي دهد كه شهر هاي دوره ي قبلي آن را شناخته بودند، در حالي كه غالبا دژ برپا شده بر بالاي يك بلندي طبيعي، مركز شهر را اشغال مي كرده است.
چيزي كه در بدو ورود به شهربيشاپور توجه همه را به خود جلب مي كند حصار شهر است، طول اين حصار 248 متر بوده كه از زير خاك بيرون آورده شده است. پهنا يا قطر اين حصار 9متر و از خارج داراي برجهاي نيم دايره است و شعاع هر برج كمي بيشتر از 5/۳ متر مي باشد. اين حصار به قلعه دختر منتهي مي شده است كه بعد ها تاسيس جاده باعث قطع شدن اين برج و حصار مي شود.

اين حصار عظيم با سنگ لاشه و رودخانه اي و ملاط گچ ساخته شده است، به اين صورت كه اول، دو ديوار به قطر 70/1متر با سنگ و گچ مي ساخته اند و سپس حد فاصل اين دو ديوار را با سنگ لاشه و رودخانه اي و ملاط گِل پر مي كرده اند و بدين ترتيب قطر ديوار به 9 متر مي رسيده است. اين حصار شبيه به حصار شهر استخر(نزديك تخت جمشيد) است، به خصوص از نظر تيركشها با يكديگر قابل مقايسه اند با اين تفاوت كه حصار شهر استخر با خشت خام ساخته شده است.
حصار شهر بيشاپور از خارج داراي برجهاي نيم دايره به قطر 5/7 متر است و مانند استوانه قرار گرفته، فاصله هر دو برج از يكديگر 40 سانتيمتر است. چنين به نظر مي رسد كه اين ديوار تا ارتفاع 4 متر بالا رفته و سپس برجها ارتفاع بيشتري پيدا كرده اند.با مقايسه ايستادن ديده بانها و همچنين ارتفاع جان پناه ها(كنگره ها) ارتفاع برجها و ديوار بيشتر از 8 الي 5/8 متر نمي تواند باشد.

هر برج از داخل و روي ديوار داراي يك درگاه ورودي به عرض 20/1 متر و داخل آن به صورت اتاق كوچك نيم دايره به شعاع 2 متر بوده است. هر برج داراي 9 عدد تيركش بوده و ارتفاع آن بيشتر از 1 متر و پهناي آن 10 سانتي متر است كه تمام زوايا را مي توانسته تحت نظر بگيرد. حصار شهر از خارج تماما داراي اندود گچی به قطر 4 تا 10 سانتي متر بوده است.احتمال دارد كه فواصل برجها با گچبريهايي مانند شيار تزيين شده باشد. هم چنين با قطعه گچبري زيبايي كه بدست آمد مي توان گفت كه جان پناه ها يا كنگره هاي برجها با گچبري زيبايي تزيين بوده اند، اين حصار از داخل شهر هيچ گونه اندود گچی نداشته و فقط سنگها با ملاط گچ كار گذاشته شده اند.
روي هم رفته 12 برج از زير خاك بيرون آورده شده ولي آثار 9 برج ديگر فقط پايه هاي آن از زير خاك نمايان گرديده كه احتمالا بعد ها تبديل به ديوار شده است.
به طور كلي حصار شهر در سه مرحله تغييراتي بدين قرار داشته است.
1- در دوره اول كه شهر و حصار به دستور شاپور اول بنا شده ، از خارج داراي برجهايي بوده و جلو هر يك از اين برجها يك نيم ستون تزييني به قطر 30 سانتيمتر ساخته شده بود. تمام بدنه برجها و حد فاصل آنها و جان پناه ها با گچ اندود شده بوده و همه برجها عموما به قطر 5/7 متر بوده است.
2 - در دوره دوم بعضي از برجها كه خراب و واژگون شده بودتبديل به ديوار شده بود و همچنين داراي تيركش بوده است كه تعداد آنها بين 7 الي 8 عدد در هر قسمت ديوار مي باشد. در اين دوره نيز بدنه برجها و ديوارها با گچ اندود شده و قطر اين اندود 5 تا 8 و گاهي 10 سانتيمتر بوده است.
3-در دوره سوم هيچگونه تغييري در وضع برجها و ديوارها داده نشده فقط در اثر كهنه شدن و تركيدن اندود گچ حصار شهر را مجددا اندود كرده اند كه اندود سوم بر روي دو اندود ديگر كاملا مشخص است.
در قسمت جنوبي شهر بيشاپور حصار شهر به طور مستقيم بوده و كانال(خندق) ايجاد كرده بودند كه آب رود شاپور در آن جريان داشته كه دشمنان به آساني نتوانند وارد شهر شوند.
به تحقيق نمي توان گفت كه تعميرات و تغييرات حصار شهر در دوره ي دوم و سوم در زمان كدام پادشاه ساساني انجام شده است ولي مي توان گفت كه ديوار و حصار شهر تا 300 سال مورد استفاده قرار گرفته است.
منابع:
كازرون در آيينه فرهنگ ايران /منوچهر مظفريان/انتشارات نويد شيراز
جغرافياي تاريخي بيشاپور و كازرون/ جهانبخش ثواقب/ نشر كازرونيه
بيشاپور/ جلد اول/ رومن گيرشمن/ سازمان ميراث فرهنگي كشور
جزوه ي آموزشي راهنماي تور/ سازمان ميراث فرهنگي كشور
عكس از ميراث فرهنگي شهرستان كازرون
با تشكر از جناب آقاي محمدي رئيس ميراث فرهنگي شهرستان كازرون
